سوال وجواب
از این به بعد به سوالات دوستان و انایی که به هم فکری نیاز دارند جواب میدم.شما هم سوالاتونو واسه
من بفرستید و در کمترین زمان جواب بگیرید.
E-MAIL:M_MEMOL2004
عشق/ محبت/ غم
از این به بعد به سوالات دوستان و انایی که به هم فکری نیاز دارند جواب میدم.شما هم سوالاتونو واسه
من بفرستید و در کمترین زمان جواب بگیرید.
E-MAIL:M_MEMOL2004
مرا بي يارو غم خوار آفريدند مرا بيمار بيمار آفريدند مرا با درد عشق سينه سوزي از اول بي پرستار آفريدند مرا دائم قرين رنج کردند چو گل در سايه ي خار آفريدند مرا چون مرغ خوشخواني در اين باغ گرفتار گرفتار آفريدند مرا لبريز محنت خلق کردند مرا از غصه سرشار آفريدند مرا در بزم گيتي مات ومبهوت نه سر مست ونه هوشيار آفريدند مرا از آميزش اميد ويآسي پي يک لحظه ديدار آفريدن.
زندگی بی تو اجبار است.............مرگ انتظار است .....................و عشق یک بار است...........
فکر تو تکرار است ................زندگی بی تو دشوار است..............کاش گناهی کنم که مجازاتش تبعید
به قلب تو باشد.
چرا لبخند هایت انقدر بی رنگ است؟
اما افسوس ................
هیچ کس نبود.همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره!!!
اری با تو هستم........ با تویی که کنارم گذاشتی ..........
و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشمهایت بارانیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آدم برفي با نور خورشيد خانوم چشماشو باز کرد اين اولين باري بود که اونو مي ديد آخه بچه ها تازه ديشب ساخته بودنش اون قدر اون جا موند و به خورشيد نگاه کرد تا يواش يواش آب شد و ديگه هيچي ازش نموند ولي هيچوقت ,هيچ کس نفهميد که آدم برفي از گرماي آفتاب آب نشد,بلکه از شرم وجود خودش آب شد از شرم اينکه خورشيد بدون هيچ توقعي با تمام وجود با تمام عشقش به اون تابيده ولي آدم برفي هيچ کاري نمي تونست در برابر عشقه پاکه اون انجام بده حالا منو تو که هر روز خورشيدو هزاران آدم مثل خورشيدو کنارمون داريم و عشق, اصل همه چیز, دلیل همه چیز و خاتمه ی همه چیز است. صد بار بدی کردی ودیدی ضررش را نیکی چه بدی داشت که یک بار نکردی
با عشق زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق فراموش می شود
کسی را که به شما شنا یاد داد, غرق نکن!!!!!!!!٬!!!!!!!!
عظمت ، در یکنواختی حرکت نیست ، در تداوم حرکت است ، در باقی ماندن میل به حرکت ، در ایمان به حرکت ، و بازگشت به حرکت ![]()
تا چند صباحي ديگر شايد پايان راه زندگي ام باشد ، و يا شايد آغاز دوباره زندگي آري من بيمارم ، بيماري كه من مبتلا شده ام پايانش مرگ است ، تاريخ مرگم را ميدانم و منتظر آن مي مانم تا فرا رسد اميدي ندارم ، تنها اميدم به خداست كه دواي دردم را برايم برساند ميخواهم در اين لحظات كه از مرگ خودم باخبرم و ميدانم چه زماني فرا مي رسد وصييتي براي همگان بنويسم پس بخوانيد وصييت من را در اين دفتر عشق
آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد .
امید وارم همیشه عاشق باشید
![]()
![]()
چه به تنهایی جانم همدم
چه غریبم چه غریب ...
چه سزاوارترینم به سکوت
چه خموشم چه خموش ...
چه ملولم من از این خاطره های خسته
چه اسیرم چه اسیر
چه بهشتی در یاد و چه عمری بر باد
چه خزانم چه خزان
تو مگر یاد نداری
شب بارانی چشمان خمارم ازعشق
و زمین لرزه آن عصر دل انگیز بهار
و دریغی
که در آن اوج تماشا کردی
و خرامان رفتن
و ...
رفتن
همیشه رفتن .
دلتنگ خواهم ماند
همیشه
نه برای با تو بودن
برای
آمیزش عشق و طعم خوش لیمو
برای عاشقی هایم
برای
همه آن چیزهایی که ندیدی .
دل من تنها بود
دل من هرزه نبود
دل من عادت داشت
که بماند يک جا
به کجا؟
معلوم است
به در خانه ي تو
دل من عادت داشت
که بماند آن جا
پشت يک پرده تور
که تو هرروز آن را
به کناري بزني
دل من ساکن ديوارو دري
که تو هرروز از آن مي گذري
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه يک باغچه بود
که تو هرروز به آن مي نگري
دل من راديدي؟
ساکن کفش تو بود
يادت هست؟
بي تو من اسير دست ارزوهاي محالم
ياد من نبودي اما من به ياد تو شكستم
غير تو كه دوري از من دل به هيچ كسي نبستم
هم ترانه ياد من باش بي بهانه ياد من باش
وقت بيداري مهتاب عاشقانه ياد من باش
اگه باشي با نگاهت ميشه از حادثه رد شد
ميشه تو اتيش عشقت گر گرفتن و بلد شد
اگه دوري اگه نيستي نفس فرياد من باش
تا ابد تا ته دنيا تا هميشه ياد من باش
آهاى كلاغ غارغارى
مى گن كلاغ غارغارى توروچه به باغ دربارى
سكه ندارى دون مى خواى عاشق مهربون مى خواى
خوش بود دلم دوسم دارى مى گن كه توحق ندارى
يه دل خوشى داشتم اونم ازم گرفتن اجبارى
بدی ما بدی نیست ! لغت نامه ها،معنای خوبُ بد راعوض کرده اند
نه تنها معنی خوب و بد که معنی صد کلمه و اشاره و خواهش رو...
پيغام رسيد كه اون ورا جاى نيست براى كوچيك ترا
آهاى كلاغ ديونه اينجا جاى بزرگونه
خوش بوددلم يه كسى هست يه عمرمى شه به باش نشست
به باش نشست ومرد براش غاغارى كردتو سرسراش
چه بگوید این دل دل ساده کاش به حق تمام بابونه ها یا نه به حق
چشمان مانده و لبهای بسته کسی می آمد
می بود بدون باید اما ...
مى گن بايد فرار كنم دلم واخه چى كاركنم
چه خاكى من برسراين تك دل بى قراركنم
آهاى كلاغ ديونه اينجا جاى بزرگونه
برو اين ورا پيدات نشه كسى عاشق صدات نشه
كورشى نبينى هيچكى تا كسى شيفته اي نگات نشه
بی توترانه هم راضی نمی کند مرا!